قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى

111

تاريخ نگارستان ( فارسى )

به خانه درآمد نه از خانه اثرى ديد و نه از جانانه خبرى شنيد بيت : چه زان بدتر بود بر عاشق زار * كه بىدلدار بيند جاى دلدار نيك تحقيق كرد موجب آن پريشانى كتابى است كه از روى نادانى نويسانيده چون اين خبر بسلطان رسيد بغايت منبسط گرديد فرمود كه كسى كه بىادبى كند و بزرگتر از خود را كار فرمايد سزايش جز اين نخواهد بود . [ 208 - خلف بن احمد و كار شنيع او . ] 208 من النوادر چون در سنه 394 اربع و تسعين و ثلثمأة سلطان بر امر شنيعى كه از حاكم سيستان خلف بن احمد در وجود آمده بود بدانجا نهضت كرد فرمود : او را پس از فتح قلعهء طاق اگر بچنگ آورم كشته و آنولايت را نيز ضبط كنم و هم در آنسال در يكى از جبال آنجا معدن طلا به شكل درختى از زمين پديد آمد چندانكه ميكندند وزير ميرفتند دوره‌اش بيشتر ميشد و زر خالص بيرون مىآمد تا به حدى كه دورش سه گز شد . حكمت : زر از معدن بكان كندن برون آيد و از دست بخيل بجان كندن بيت : زر از معدن بكان كندن برآيد * زر ذل اما بجان كندن برآيد القصه در زمان سلطان مسعود از زلزله آنكوه ناپديد شد . [ 209 - فتح قلعهء بهيم بسليمان سبكتكين . ] 209 من البدايع چون سلطان سليمان را كه از نسل سبكتكين بود فتح قلعهء بهيم كه در اقصاى ممالك هند است دست داد و آن قلعه‌ايست كه در حصانت بىبدل و در كثرت خزائن ضرب المثل است . غنايمى كه به تصرف وى آمده هفتا هزارهزار درم و هر درمى هفتاد مثقال بود و هفتصد هزار و چهارصد من زرينه و سيمينه و از اصناف اثواب قيمتى چندانكه دبيران و محاسبان از شمار آن عاجز گشتند و جواهر و درارى نيز از حيز احصا بيرون بود و خانهء بدست افتاد سى زرع در پانزده زرع و تمامى سقف آن از نقرهء خالص . [ 208 - خلف بن احمد و كار شنيع او . ]